شاید به نظر دور از ذهن باشه که بخوام بگم 1م درسته و اتفاقا نظر خودمم اینه که نباید سر بحث گنده رو باز کنم اما من تفسیری رو بدون تجربه کردنش نمی نویسم چون تجربه گر چیزی رو میبنه که مشاهده گر نمیتونه بهش فکر هم کنه اما ممکنه این وسط مشاهده گر باهوش داشته باشیم که بتونه خط تفسیر رو بگیره و موضوع رو با خیالی آسوده بقاپه و شروع کنه الگوبرداری کردن از نظر من نویسنده ای که تجربه نکنه و نتونه خودش رو از مفاهیم خارج کنه و مفهوم در ذهنش نقش نبنده به این صورت که اقلام قلمبه یه کار ببره کارش تمومه
ببینین مفهوم خیلی ساده اس ما هر روزی که از خواب پا می شیم تولد دوباره داریم یعنی ما سنمون رو به روز حساب کنیم 29 سال در 365 روز ، 1 رو تجربه کردیم
یعنی وارد جهان های دیگه در راستای جهان خودت میشی که همه چیز یکسانه ولی بسته به انتخاب و تصمیم هایی که می گیری جهانی که در اون قرار داری تغییر میکنه ...و حتی تا جایی برای من پیش رفته که احساس می کنم یه چیزایی رو ناخودآگاه تشخیص 60.70درصدی دادم و با خودم فکر میکنم که ممکنه من با توجه به تصمیماتی که می گیرم و افرادی که هر روز مشاهده می کنم ارتباطشون رو هم بتونم درک کنم بعد که فکرشو می کنم می بینم همه از نیاز های ارتباطی سرچشمه می گیرن ...و یکسری اتفاق های تکراری که می افتن تجربه های چشمی که با مردم برقرار می شن همه یجورایی میشه گفت دارن تو رو امتحان می کنن
من خیلی دوس دارم که بگم دنیا رو به دید یک فیلم آنلاین نگاه کنین که دوربینش داره از تمام کارهای شما در لحظه تصویر برداری میکنه اما شما به این جمله من درآوردی که میگم همه دارن فیلمتو می بینن ، دقت کنین چه تاثیری میذاره که تو بواسطه اش بتونی استایل مناسب در موقعیت ها داشته باشی مثلا بدونی چه جوری با یه نفر برخورد کنی که انتظار داری یا خودت برخورد بشه ...یعنی من میگم فرض کن تمامی انسانها بازیگر و تمامی دنیا لوکیشن ها و دکور ساختگی باشند من باید نقش اول این زندگی باشم
الان می تونیم به نتیجه دیگه ای هم برسیم که همونطور که هر انسانی فیلم مشخصی رو برای خودش داره پس جهانی مخصوص به خودش داره که متشکل از جهان های بیشماری هست که دارن پشت سر هم از جلوی چشماش میگذرن
میشه به این فرض رسید که هر انسانی یک جهان است که مدتی انسان بودن را تجربه می کنن
به نظرم موندن بیش از اندازه در یک جهان باعث ایجاد عوارض جدی می شه چون هر فکری یک جهانه که در ذهن ساخته میشه ذهن چیزی در بدن نیست ذهن فقط تصور کردنه توی ذهنت میتونی دنیاهایی بسازی که هیچکس تالا پاش به اونجا نخورده یا شایدم میشه اینم بگیم که دنیایی که من تصور می کنم ممکنه یک روز برای یک انسان دیگر مشاهده شود راه یابی به ذهن و ایجاد تصوری دقیق کاری بس حوصله بر و نشد است و حتما باید بگذاریم خودش اتفاق بیفتد در اینصورت وارد تصاویر و تصورات مبهم و تاریک می شویم
پس هم در ارتباط با مردم درست رفتار کنیم هم جهان های منطقی متصور بشیم
برچسب:
نویسنده: دانیال توکلی